تبليغاتX
اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش .

من عشق را در تو

تو را در دل

دل را در موقع تپیدن

و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم

 

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

وبستر را  برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

 

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

زندگی را به خاطر زیباییش

و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

 

من دنیا را به خاطر خدایش خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم.



نويسنده : عاطفه
بيست تمپ
                                                                بوسه عاشقانه، لب گرفتن، لب خوردن، بوسه های عاشقانه، بوسه لب به
 لب، لب عاشقانه، بوسه عشق، عکس بوسه های عاشقانه، بوسه های داغ، بوسه بر 
لب، عکس بوسه لب، عکس بوس کردن
        

عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب

عشق یعنی انفجار احساسات

عشق یعنی کم کردن فاصله ها

عشق یعنی کلید یک رابطه ای محکم

عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن

عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه

عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاش رفتار کنی

عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه

عشق یعنی وقتی باهاش قرار داری به خودت برسی

عشق یعنی یک عالمه حرف رو با یه اشاره گفتن

عشق یعنی هولش بدی تو یک مسیر درست

عشق یعنی یه بازی که تمومی نداره

عشق یعنی از هیکلش تعریف کنی

عشق یعنی من وتو ما میشویم

عشق یعنی حرفشو باورکنی


دوسیت دارم محمد رضا                                                                                                         

                                                                                                 عاطفه          


نويسنده : عاطفه
بيست تمپ
 

مثل قایق خسته تو دریا

مثل دیدن تو توی رویا

مثل تیک تیک خسته ساعت

مثل قصه تلخ صداقت

مثا شب مثل گل توی گلدون

مثل تصویر ماه توی بارون

مثل گریه تلخ دیوونه

دیگه چیزی ازم نمیمونه

مثل لحظه بارونو پاییز

مثل چشمای خسته لبریز

مثل اشکای ریخته روگونه

دیگه چیزی ازم نمیمونه

مثل بارونو ابر بهاره

مثل لحظه خواب ستاره

تورودوست دارم

مثل خاطره های پلیده

دونگاه به هم نرسیده

مثل شاعر و عشق و رفاقت

مثل حس غریب نجابت

مثل پرسه و گریه و خوندن

همه خاطره هاتو سوزوندم

مثل اشکای خواب شبونه

دیگه چیزی ازم نمیمونه

مثل اشکای ریخته روگونه

دیگه چیزی ازم نمیمونه

مثل بارونو ابر بهاره

مثل لحظه خواب ستاره

تورودوست دارم

تورو دوستت دارم لبالب



نويسنده : عاطفه
بيست تمپ
 

 

بهم بگو دوستت دارم تا دنیا زیرو رو بشه

بگو نذار شنیدنش برام یه آرزو بشه

خوشبختی این دورو وراست

غریبه است و نزدیک ماست

ستاره ات اینجاست تو دلت

صدا بزن اسم منو وقتی به دیدنم میایی

بگو بگو که دل تنگ منی

دنیارو بی من نمیخوایی

اگرچه عشق منو تو پایان مبهمی داره

با تو بودن تا آخرش خودش عالمی داره

چه عالمی داره اگه بگی که همراه منی

اگر که باور بکنم سهم من از این بودنی

 

 



نويسنده : عاطفه
بيست تمپ
 

با تو همه رنگهای این سرزمین را آشنا میبینم

با تو زمین گهواره ای ست که مرا در آغوش خود می خواباند

ابر حریری است که بر گاهواره من کشیده اند

و طناب گاهواره ام مادرم

که در پس این کوها همسایه ماست

در دست خویش دارد

با تو دریا با من مهربانی میکند

با تو سپیده هر صبح بر گونه ام بوسه میزند

با تو نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه میکند

با تو من با بهار میرویم

با تو من در عطر یاسها پخش میشوم

با تو من در طلوع لبخند میزنم

در هر تندر فریاد شوق میکشم

در نای جویباران زمزمه میکنم

باتو من بودن را زندگی را شوق را عشق را زیبایی را مهربانی پاک خداوندی را مینوشم .

درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من و نسیم ها قاصدان بشارت گوی من اند .

و بوی باران بوی خاک شاخه های شکسته باران خورده پاک

همه خوش ترین یادهای من شیرین ترین یادگاری های من اند .

من بی تو هیچ چیز را نمیخواهم ...

هیچ چیز را ...

 



نويسنده : عاطفه
بيست تمپ

با هفتا آسمون پر از گلای یاس و میخک

با صدتا دریا پر عشق و اشتیاقو پولک

یه قلب عاشق با یه حس بی قرارو کوچک

فقط میخواد بهت بگه تولدت مبارک

 

 

 

محمدم تولدت یه عالمه مبارک

دوستت دارم

سهتا آرزوی قشنگ:

بی تو نباشم ....

بی من نباشی....

بی هم نباشیم....

فقط همین



نويسنده : عاطفه
بيست تمپ
زیباست آسمان ترا پرکشیدنم

ممکن نبود بی تو به دریا رسیدنم

ای اتفاق ساده که منجر شدی به عشق

دیگر مخواه این همه از خود بریدنم

وقتی تو پرنده ترین شکل ممکنی

بگذار تا شبیه تو باشد پریدنم

وقتی شب است تازه ترین شکل آفتاب

هرگز مباد روز بیاید به دیدنمنم

طولانیست جاده هرگز نگفتی سفر بخیر

مگذار بی نتیجه بماند دویدنم

 

 

 



نويسنده : عاطفه
بيست تمپ

 

با تو از خاطره ها سرشارم

بی تو تا آخر شب بیدارم

عشق من دست تو یعنی خورشید

گرمی دست تورو کم دارم

 

 

سلام به محمد رضای گلم

سلام به دوستای نازنینم

خیلی دیر شد میدونم

ببخشید

دیگه تکرار نمیشه 

محمد رضا جونم خیلی دوستت دارم French Kiss

دلم واست تنگ شده زودی بیا

باچیو ؟ 

دوستت دارم گلم 

از کادوهای خوشمل ولنتاینم ممنونم 

عاشقتم محمدم

 

                                                      ......................................

تورو دوست دارم  مثل عطر شکوفه های سیب

تورو دوست دارم مثل  حس دوباره تولدت

مثل دلتنگی وقت سفر

تورو دوست دارم

.....!!!!

 



نويسنده : عاطفه
بيست تمپ

روزای خیلی طلایی یادته ؟                                   روزه ترس از جدایی یادته ؟

دستمون تو دست هم بود یادته ؟                          غصه هامون کم کم بود یادته ؟

هیچ کس و جز من نداشتی یادته ؟                        رویاهای آسمونی یادته ؟

قول دادی پیشم بمونی یادته ؟                             اونا که میگفتی رازه یادته ؟

یادته فالای حافظ تو حیاط ؟                                 یادته قسم جون شاخه نبات؟

گفتی ما باید جدا شیم یادته ؟                            گفتی باید بی وفا شیم یادته ؟

یه دفعه ازم بریدی یادته ؟                                    خط رو اسم من کشیدی یادته ؟

حالا اومدم همونجا وایستادم                              که تقاضای تورو جواب دادم

در آوردم از دستم انگشترو                                  جا گذاشتمش همونجا دفترو

حیف شعری که نوشتم یادته ؟                               شعر من بدم باشه زیادته

 

 

 

میدونم میایی اینجا هومن

میدونم اینارو میخونی

میخوام هم تو بدونی هم همه آدما بفهمن که بیمعرفت ترین آدم تویی

از چی خسته بودی از کارام کدومشون ؟؟؟؟

کدوم کارم بد بود ؟ این که هر چی خواستی نه نگفتم ؟

هومن من حتی دیگه  بهت فکرم نمیکنم

وقتی رفتی حتی واست اشکم نریختم

انقدر تو بی خیالیت بمون ببینم به کجا میرسی

انقدر بخواب که وقتی بیدار شدی کسی کنارت نباشه

تو دروغگو ترین آدمی هستی که دیدم

واست آرزوی خوشبختی نمیکنم چون میدونم لایق خوشبختی نیستی

لیاقتت عشق مقدس من نبود

تو لایق دوست داشتن نیستی

هومن واست متاسفم

تو حقت تنهاییه

بدبخت اونی که میخواد با تو زندگی کنه چون تو جز دروغ گفتن کاری بلد نیستی

با تو بودن چیزی جز حسرت واسم نبود

کسی اومده توزندگیم که حاضره واسم هر کاری بکنه

دیگه حسرت چیزایی که با تو نداشتمو نمیخورم

اون حتی یک لحظه ام تنهام نمیذاره

تازه دارم با اون معنی دوست داشتنو میفهمم

مدت زیادی نیست که با هاشم ولی فهمیدم که عشق چیه

فهمیدم که چه لذتی داره یه نفر واقعا دوست داره

هومن عشقت واقعی نبود تو فقط ادعا میکردی همین

خیلی حرفای دیگه هست که بزنم اما دیگه نمیخوام ازت بگم

نمیخوام خاطرات تلخو به یاد بیارم برو هم از خاطراتم هم از ذهنم

فرستادمت ته قلبم همونجا که تاریکه

جاتو کس دیگه گرفته آقا هومن

کسی که داره کم کم میشه زندگیم

هونی که تو شده بودی اما نفهمیدی

 

 

 

 



نويسنده : عاطفه
بيست تمپ

اگر مانده بودی تورا به عرش خدا میرساندم

اگر مانده بودی تورا تا دل قصه ها میکشاندم

اگر با تو بودم به شب های غربت که تنها نبودم

اگر مانده بودی زتو مینوشتم تورا می سرودم

مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بویی دگر داشت

این شب سردوغمگین غربت باوجود تو رنگ سحر داشت

با تو این مرغک پرشکسته مانده بودی اگر بال و پر داشت

باتو بیمی نبودش زطوفان مانده بودی اگر همسفر داشت

هستیم را به آتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی

مرگ دل اگر آرزویت بودمانده بودی اگر می شنیدی

با تو دریا پر از دیدینی بود شب ستاره گلی چیدنی بود

خاک تن شسته در موج باران در کنار تو بوسیدنی بود

بعد تو خشم دریا و ساحل بعد تو پای من مانده در گل

مانده بودی اگر موج دریا تاابد هم پر از دیدنی بود

باتو وعشق تو زنده بودم بعد تو من خودم هم نبودم

بهترین شعر هستی رو با تو مانده بودی اگر میسرودم



نويسنده : عاطفه
بيست تمپ
20Temp | بيستــ تمپابزار فتوشاپتصاوير وکتوردانلود نرم افزار گرافيکآموزش فتوشاپکاغذ ديواريپوسته و قالبقالب بلاگفا قالب پرشين بلاگقالب ميهن بلاگکد و اسکريپت